پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

After Reunion

شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1390

با سلام

امیدوارم که از این روزهای بهاری بهترین استفاده را برده باشید. دوستان بالاخره گردهمایی صورت پذیرفت و از تمامی بچه هایی که تشریف آوردند بسیار تشکر می گردد. البته بسی جای تعجب داشت برخی از دوستان که در نظرات قبل خیلی تمایل به حضور داشتند تشریف نیاوردند و دوستان را از مصاحبت خود محروم ساختند . در عوض بعضی از دوستان که فقط چند ساعتی قبل از آن مطلع شده بودند حضور داشتند . بهرحال...بسیار خوشحال شدیم که جمع کوچکی از دوستان بعد از چند سال دور هم جمع شدند و انشاا...که خوش هم گذشته باشه. البته برای اولین بار کمی و کاستی خود را بهمراه داشت. امید است که در روزهای آتی شاهد حضور دوستان دیگر هم باشیم و دوستان برای بهتر شدن این جمع نظرات خود را اعلام کنند.شاد باشید. 

   

 

   

  

 

 

 

 

  

 

   

 

 

    

 

 

  

 

  

 

 

 

 

Reunion Time and Place

چهارشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1390

با سلام خدمت دوستان عزیز

با تشکر از تمامی دوستان که در این مدت همراه بودند. طبق وعده قرار بود که زمان و مکان دیدار دوستان مشخص بشه. وعده روز پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390 ساعت 17 . مکان پارک پرواز واقع در سعادت آباد. به امید دیدار دوستان . شاد باشید. 

  

 

 

 

 

 

Info 1

دوشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1390

با سلام خدمت دوستان عزیز

امیدوارم که ایام و تعطیلات نوروز بسیار خوش گذشته باشه و حسابی از دید و بازدیدها دلی از عزا درآورده باشید. نزدیک به یکی دو ماه بود که پست جدیدی نداشتیم. بالاخره همه گرفتارند ما هم به دنبال همه. البته بجز چند نفری از دوستان نظر دیگری هم نداشتیم. خلاصه تا چند روز پیش، که یکی از دوستان عزیز ایمیلی با مضمومی پر از تشکر و امیدواری همراه با لیستی از شماره موبایل و ایمیلهای رنگارنگ زنگار گرفته دوستان برای اطلاع رسانی فرستاد و ما هر چه بیشتر مصمم تر شدیم که هرچه سریعتر به این وعده گردهمایی به نظر نشدنی، جامعه شدنی بپوشانیم و زمان و مکان کذایی آن را اعلام کنیم و ببینیم که دوستان چند مرده حلاجند و در آینده چه پیش آید. حدود دو ماه پیش در یکی از پست های قبل نظرسنجی گذاشته شده بود که نتیجه آن تصویر زیر می باشد که خودتون می توانید مشاهده کنید و از لطف دوستان مستفیض گردید و حسابی کیفور شوید. دیگه نیاز به توضیح هم نداره. البته نظر آخر، نظر اکثریت می باشه.و ..............حتماً تا چندین روز آینده زمان و مکان اعلام خواهد شد. شاد باشید. 

 

 

هفت سین عربی یا هفت شین ایرانی

دوشنبه 16 اسفند ماه سال 1389

سفره هفت شین 

با سلام به تمامی دوستان عزیز و تشکر از شرکت در نظرسنجی . به به از ایام آخر سال و نزدیکی نوروز باستانی ایرانیان عزیز. امیدوارم سال جدید برای تمامی بچه ها سالی همراه با موفقیت و پول و شهرت و کار و تحصیل و...باشه. اما در اینجا مطلبی حائز اهمیت بود که بعد از تحقیق مناسب دیدیم با نزدیکی سال نو خدمت دوستان عرضه کنیم. البته مطالب زیر درخصوص جشن باستانی ما ایرانیان می باشد که اسناد آن را می توانید از اوستا بیابید و  ببینید که سفره عید چطور چیده می شده است و چه بلایی بر سر این فرهنگ کهن ما آمده است. برای بر پایی نوروز باستانی باید ۷ شین را چید و گاتاها (می توانید به اوستا مراجعه فرمایید) را خواند. آئین نوروز باستانی در گذشته ها اینگونه بود .... ۱۹ روز را ایرانیان جشن می گرفتند.. ۱ : نوروز همگان که از ۱ تا ۵ فروردین ماه بود که مردم به دیدار همدیگر می رفتند بعد از آن به دیدار فرمانروایان و پادشاهان - ۲ : روز ۶  فروردین ماه بود که ابوریحان به آن نوروز بزرگ می گفت که خرداد روز و روز زایش اشو زرتشت که درود اهورا مزدا بر او باد می باشد ۳ : نوروز ویژگان که در این روز شاه به دیدن افراد و نزدیکان و سپاه می رود - ۴ : فروردین روز از فروردین ماه است که می شود روز ۱۹ فروردین ماه و برای بزرگداشت درگذشتگان جشن می گرفتند... اما با فرهنگ مزخرف اعراب همه زندگی ما شده گریه و زاری و تو سرو کله کوبیدن و ...نوروز را مثل یک ایرانی برگزار کنید نه مثل یک عرب...یادتون باشد ما ایرانیان قبل از اسلام یکتا پرست بودیم...شده مثل جریان ولنتاین که یکی دیگر از مباحث وارداتی به ایران است و معلوم نیست دقیقاْ از کدوم جهنم دره ای از قرون وسطای مسیحیان درآمده و اصلاْ چی بوده در حالی که روز ۲۹ بهمن روز سپندارمذگان روز مهر و محبت قبل از این روز کذایی وجود داشته که متاسفانه به این آیین اهمیتی داده نشده است. سفرهء هفت شین باستانی که متشکل از عناصر ۷ امشامسپدان­ بوده که عبارت بودند از ۶ فرشته از فروزه های اهورا مزدا که نگاهبان محیط زیستند و عبارتند از ۱ : پاسدار آسمان(وارونا) ۲ : پاسدار زمین ۳ : پایدا­ر آب(امر داد) ۴ : پاسدار گیاهان : خرداد ­ ۵ : پاسدار حیوان(درواسپ) ۶ : پاسدار انسان   ۷ : اهورا مزدا - اما هفت شین سفره عبارت بود از  ۱ :آب ۲ : آتش ۳ : آینه ۴ :آ ویشن  ۵ : شاخه های مورد(نوعی درخت که برگ آن را در عطاریها می فروشند) و سرو  ۶ : آجیل ۷ : انار-  اما این سروده های گاتا ها- یسنا- هات­ ۲۸ بند ۱ و ۲ می باشد که در زیر آمده که با معنی و اعراب صحیح می باشد که در خواندن سرود ها دچار اشتباه نشوید. امید است بتوانید سفره ء هفت شین باستانی و ایرانی خود را بعد از ۱۴۰۰ سال دوباره ایجاد کنید و به طریق اجدادی جشن نوروز را بر پا کنید : 

آوا نوشت اهورایی از اوستا و الواح میخی با ترجمه

این آوا نوشت متن میخی-  اوستایی است که  می تونید سر سفرهء هفت شین بخوانید :

آ.اُ.رَ.مَ.ز.د.آ.- و.َز.َرَ.کَ.-{(ترجمه : اهورا مزدای بزرگ) پایان آوا نوشت میخی و شروع خط اوستایی)}- اَهیا- یاسا- نِمَنکها- اوستانَ زَستو-  رَفِز رَهیا-  مَئی نُیِئوش - مَزدا - پَئوا ورویم -  سپِن تَهیا- اَشا - ویسپِنک - شیَی اُتَنا - وَنگهِئوش – خرَتوم - مَنَنگهو- یا – خشنِویشا - گِئوش چا- اوروانم.. - ترجمه (با نیایش و دستهای بر افراشته، ای مزدا، نخست یاری و پشتیبانیِ سپنتا مینو(نفسِ پاک) را در خواست می کنم که همه کارها و کردارم هماهنگ با اشا(راستی)باشد، بدانوسیله خرد  وُهومن و روانِ جهان را خشنود می کنی - (بند 2){- یِ –  واو –  مزدا -  اهورا -  پَئیری جَسائی -  وُهو – مَنَنکها - مَئی بیو – داوُئی - اَ هواو - اَست وَتَس چا - هیَت چا – مَنَنکهو - اَیَپ تا - اَ شات – هَچا – یائیش – رَپَنتو - دَئی دیت - خواترِ } ترجمه(بشود(آرزو می کنم) ای اهورا مزدا که با یاری وُهومن(نیک اندیشی)به تو نزدیک شوم -  به من کامیابی ها و پاداش هائی را که از راه اشا (راستی و حقیقت) بدست می آید در دوجهان مادی و معنوی ارزانی شود،که از آنها برای پشتیبانان تو خرمی و سر بلندی پدید آید)

برترین زبان جهان از نظر نوشتاری و گفتاری بر اساس تحقیقات بزرگترین زبانشناسان جهان که درکتاب(خط اوستایی نوشتهء فرهاد آرمین نژاد)آمده - بقدری در بین ایرانیان غریب افتاده که حتی در رسوم ایرانی هم الفاظ مسخره پر از ایراد عربی جای آن را گرفته...به حدی که کتب مقدس و بند های مقدسش در نزد ما مردم مسخره جلوه نموده...باشد که از بربریت و فخر کردن به عربها...به خود آئیم. شاید باشید.   

  

 

 

 

گزینه انتخابی

چهارشنبه 27 بهمن ماه سال 1389

سلام به تمامی دوستان عزیز 

 

به به از این روزهای زمستونی بدون برف.

برای اینکه دوستان بتونند راحتتر نظر خود را درخصوص مکان گردهمایی اعلام کنند. در قسمت حاشیه چپ وب، پایین مدیا پلیر، نظرسنجی قرار داده شده است که دارای سه گزینه کلی می باشد. می توانید گزینه انتخابی خود را انتخاب کنید تا نظر اکثریت مشخص گردد. البته اگر دوستان گزینه های جزئی تری مدنظرشان است می توانند کامنت بگذارند تا در نظرسنجی گنجانده شود. راستی دوستان نظراتشان را در قسمت نظرات آخرین پست بگذارند.ممنون و شاد باشید. 

Reunion

دوشنبه 18 بهمن ماه سال 1389

سلامی به تمامی دوستان 

 

تو نظرات بچه ها بیشتر این موضوع به چشم می خوره که دورهم جمع بشیم. ما هم می خواستیم این کار رو انجام بدیم. در ابتدا گفتیم که از خود شما بپرسیم که چه زمانی٬ چطور و اینکه کجا دور هم جمع بشیم بهتره؟؟   

 شاد باشید.

Another Picture  - June 2006

یکشنبه 10 بهمن ماه سال 1389

 

 

 

 

Pictures of Roudehen

دوشنبه 4 بهمن ماه سال 1389

سلام

تو چند تا از نظرها دوستان مایل بودند از اون دوره بچه ها اگر عکسی دارند بفرستند تا در وب نمایش داده شود. یکی از دوستان لطف کردند چند تا عکس فرستادند.فقط نمی دونم که چرا این عکسها اینقدر کج و کولست. اینگار قایمکی اینها را گرفته یا مثل اینکه از جایی کش رفته یا از کسی می ترسیده که درست و حسابی عکس بگیره . بهرحال جای شکرش باقیه که فعلاً برامون چند تا عکس فرستادند. امیدوارم یخ برخی از بچه ها هم آب بشه که چندتا عکس بفرستند یا حداقل نظری بذارند. شاد باشید.   

 

   

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Happiness

یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389

سلام

به به از حضور دوستان عزیز و با تشکر از عزیزانی که به وب سر زدند و با نظراتشان همگی را بسیار خوشحال نمودند و همچنین حسابی ما را درخصوص راه اندازی وب با لطفشان شرمنده نمودند. امیدواریم که تمامی دوستان بتواند لحظات شادی را با خواندن نظرات دوستان تجربه کنند و پیشنهادات و نکته نظراتشان را بیان نمایند.زمانی که نظرات دوستان را می خوانیم می بینیم که هنوز هم بهترین خاطرات دوستان همین دوره دانشگاه و در کنار دوستان می باشد که یادآوری آن بعد از چند سال با این همه گرفتاری لذت بخش می باشد.

برخی از دوستان زمانی که وب راه اندازی شد چنین بیان داشتند که واقعاً بجز یادآوری خاطرات و خبر گرفتن از احوال یکدیگر هدف از دوباره دور هم جمع شدن چیست؟ بعضی ها با این کار موافق بودن. بعضی ها بی تفاوت بودند و بعضی ها هم می گفتند برو بابا دلت خوشه!!! دور هم جمع بشیم که چی بشه؟!!! پول کجاست؟ کار داریم! گرفتاریم! به خودمون و خانوادمون برسیم شاهکار کردیم. کیه حوصله داره این همه آدمو دور هم جهع کنه و براشون وقت بزاره. دیگه دوره دانشجویی تمام شده؟ چی بود اینهمه راهو می رفیتم با یه مشت استاد از خودراضی سر و کله  می زدیم. الکی پول مفت دادیم به دانشگاه و آخرش نه کار درست و حسابی گیرمون اومد. اگر هم گیرمون اومد اصلاً به رشتمون نمی خوره و...هزار حرف و حدیث دیگه که چیه و چیه.

در ابتدا برای پاسخ به این موضوع باید گفت که ما همگی دوست داریم که شادی و هیجان را برای همیشه تجربه کینم و یا حداقل به یادآوری آن بپردازیم.اما چرا به شادی و هیجان رو می آوریم  و از یادآوری خاطرات لذت می بریم؟ و دلیل اینکه چرا خواستار استمرار آن می باشیم، و اینکه چرا از اتمام چنین دوره هایی احساس غم و اندوه می کنیم؟

شادی یک امر واقعی نیست. بیشتر امری تخیلی و دورنی است. مثلاً زمانی که شما در بیابان از تشنگی در رنج هستید، وقتی یک لیوان آب به شما می دهند شما خیلی خوشحال می شوید. لیوان دوم را که به شما می دهند کمتر خوشحال می شوید. تا اینکه در لیوان های بعدی برای شما اضافه و بی معنا بنظر می رسد.

خب چه چیز تغییر کرد؟

ماهیت شما که ثابت است.ماهیت لیوان هم ثابت است. چرا اینقدر تغییرات مختلف در شما اتفاق افتاد؟

موضوع ساده است.

شادی یعنی یکسری پیام های عصبی. همین و بس.

گه گاه دیده اید وقتی یک خبری را به شما می دهند عصبانی می شوید و غمگین، اما علتش این است که معنی آن خبر را درست متوجه نشدید(مثل همین اس ام اس هایی که به بسیاری زدیم ولی جز چند نفر، کسی دیگر نظری نداده). وقتی دوباره آن خبر به صورت صحیح به شما داده می شود کلاً خوشحال می شوید(یعنی ماهیت کار به درستی اطلاع داده شود مثل همین موضوع، که در چند پست قبل بصورت دقیق ماهیت کار وب بیان شد). یعنی چی؟

یعنی یکسری داشته ها و تعابیر ذهنی از مسائل داریم. زمانی که چیزی منطبق بر آنها را خیال کنیم، احساس عجیبی به ما دست می دهد و شاد می شویم. اما برعکس اگر آن چیزی که دریافت می کنیم منطبق بر حقیقت ذهنی و خیالی ما نباشد ما ناراحت می شویم.

خب...اگر واقعاً شادی همین است که ما می گویم..چطوره که خودمان را فریب بدهیم؟چه اشکالی دارد شادیهای زودگذر داشته باشیم که از نظر مردم نامناسب هستند؟اشکالش چیست؟ در نهایت من به خوشحالی می رسم.برای چی فکر کنیم عاقبت بدی دارد؟

سرشت انسان به نوعی طراحی شده است که یکسری از اعمال ما درون ما تا آخر عمر تأثیرات خاص خود را می گذارد. مگر آنکه آن موضوع را اصلاح کنیم. برای همین انسان یکسری خوش آیندی و بدآیندی در وجودش ثبت شده که نیاز اساسی و غریزی انسانی است. مثل خوردن – خوابیدن – زنده بودن و... اما در کنار اینها یکسری امور فطری هم هست که مختص انسان است مثل حس ایثار و گذشت و فداکاری، حس تحقیق و تلاش و کوشش و این حس که بهترین روش را در انسانیت خود برای تعالی خود سراغ می کنیم و استفاده کنیم. می بینیم زمانی که به اوج لذت های مادی می رسیم...این خوشایندها در مقابل امور باطنی هیچ است. مثلاً حسی که موقع نجات دادن یک انسان از مرگ پیدا می کنید. بنابراین موضوع بحث ما چیه؟  " انسان " 

یکی از مهم ترین اموری که در مورد موارد انسانی می باشد این است که واحدهای درد و واحدهای شادی در جنس بشر ثابت است و یا اینکه تغییرات مختصری نسبت به همنوعش دارد. یعنی هر انسان فقط تا یک حد متعادلی  می تواند شادی را تجربه کند و همینطور درد را تجربه کند. بیش از این فرد بیهوش می شود و این حس را خدا در بشر برای بقاء او قرار داده است و زمانی شما بیشترین شادی عمرتان را تجربه می کنید که از بیشترین درد و ناراحتی خلاص بشوید. یعنی بیشترین تحریک عصبی شما همان زمان ایجاد  می شود.

چرا اینقدر دوست داریم کارهای خطرناک انجام دهیم؟

علتش اینست که هیجان اصلاً چیز خوبی نیست. اضطراب اصلاً چیز خوش آیندی برای بشر نیست. زمانی که شما دچار اضطراب می شوید قلب شما شروع می کند تند تند زدن. برای اینکه فکر می کنید کاری برای رفع خطر باید انجام بدهید. بنابراین با پمپاژ خون...خون مورد نیاز را برای فعالیت های انفجاری به شما می دهد. زمانی که شرایط تغییر می کند و آرامش پیدا می کنید، بلافاصله توسط مغز هورمونهایی تخدیر کننده (آندرمورفین ها) و آرامش بخش در وجود شما ترشح می شود. ما بخاطر آن هورمونهاست که دوست داریم هیجان را تجربه کنیم.یک چیزی بگم...

دیده اید خیلی ها عادت به کارهای خطرناک دارند؟ می گویم چرا این کارها را می کنید؟ می گویند..."ببخشید حال میده" خوش می گذرد و... علتش اینست که این افراد معتاد شده اند. این هورمونها حالت تخدیر کننده دارد. اما زمانی که فرد عادت می کند به انجام یک کار پر هیجان، آرام آرام به این هورمونها معتاد می شود و برای اینکه به لذت سطح بالایی برسد مدام سعی می کند مقدار آدرنالین خونش را بالاتر ببرد که توسط هیجانات برایش پیش می آید و بعد هورمونهای تخدیری هم طبعاً مجبور می شوند بیشتر ترشح بشوند تا فرد را آرام کنند و اثر هورمون آدرنالین را خنثی را کنند.

طبق موارد بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و گذر چند سال از آن این قیاس بدست می آید که در زمان دانشگاه به نسبت حال حاضر شادی و هیجان بیشتری داشته ایم و به همان اندازه شادی آن زمان در حال حاضر ناراحتی دارید زیرا واحدهای شادی و اندوه در انسان یکسان است و فقط بازسازی آن دوران می تواند چنین شادی و هیجانی را بازگرداند. شاید نتوان دوباره آن محیط و زمان را بطور کامل بازسازی نمود ولی در کنار یکدیگر و یادآوری خاطرات، حتی خاطرات بد، می توان باز آن شادی و هیجان را بدست آورد و حتی به شادیی بالاتر از آن دست یافت.

البته درخصوص شادی و هیجان و اقسام آن صحبت بسیار است که از حوصله این وب خارج است. اگر دوستان مایل باشند می توان در مورد چگونگی شادی و هیجان و نقش آن در زندگی انسان بیشتر صحبت کرد.

شاد باشید.

نقل قول یکی از دوستان

چهارشنبه 29 دی ماه سال 1389

سلام

به به از این روزهای زمستون که بالاخره یکم برامون برف فرستاد.یاد روزهای برفی دانشگاه بخیر که گاهی باعث لغو امتحانات می شد.

در یکی از نظرات پست قبلی اینطور بیان شد که اگر دوستان نظر، پیشنهادی و یا پست جدیدی می خواهند داشته باشند می توانند ایمیلی را در این خصوص ارسال کنند تا عین متن آنها در پست بعدی به نمایش گذاشته شود. یکی از دوستان عزیز بنام آقای نیما معمار درخواست پست جدیدی نمودند که متن ایشان عیناً نقل می شود :   

«سلام خوبیید؟! وقتی اس ام اس بازدید از این وب لاگ بدستم رسید فهمیدم هنوزم کسایی هستن که از رفقای قدیمیشون یاد می کنن! خیلی خوشحال شدم. شاید اون وقت تنها چیزی که می خواستم این بود که خودمو به اینترنت برسونم ولی نشد! تا شب که برگردم خونه تمام خاطرات کلاسها و استادا برام مرور شد. رفتم تو سایت دیدم بعضیها سر زدن ولی مطمئناً تعداد اس ام اس هایی که فرستاده شده باید خیلی بیشتر از اینا باشه. راستش این بی انصافی که نخواهیم اهمیت بدیم.تو دنیای متمدن پر از استرس حال حاضر که فقط از صبح تا شب در فکر این هستیم که چطور به برآورد نیازهامون بپردازیم واقعاً چه چیز برای آرامش و طراوت ذهن مفیده؟با تمام این مشکلاتی که ما آدما خواسته یا ناخواسته برای خودمون درست کردیم و یا اختیارمون توسط جامعه و دیگران برش خورده، یکی پیدا شده که ماها رو دور هم جمع کنه. مهم نیست که این شخص کیه؟ولی مهم اینه که شاید این دور هم جمع شدن سبب خیری بشه که مشکلات بعضی هامون حل بشه و باعث بشه از فشارهای عصبی روزانه برای مدتی دور شویم. همیشه یاد آوری از خاطرات گذشته باعث می شه که آدم سرمست بشه و در برخی از موارد این ارتباطات مجدد حتی باعث شده که راههای جدیدی برای از پیش رو برداشتن مشکلات برای انسان باز بشه. خود من در یکی از این ارتباطات که با یکی از همین بچه های دانشگاه بعد از چند سال برام پیش اومد تونستم یکی از اساسی ترین مشکلاتم را حل کنم و حتی باعث شد که ارتباط صمیمی تری پیدا کنیم و به شناختی متفاوت تر از شناخت دانشگاه نسبت بهم برسیم و از طرح ها و برنامه هایی که در آینده می تونیم با هم داشته باشیم بیشتر صحبت کنیم. میدونم شاید همگی ما تو طول روز اینقدر گرفتار باشیم که حتی وقت نداشته باشیم بخودمون فکر کنیم اما هیچ وقت یادمون نره که شایداین وب لاگ راهی باشه که بتونه ما رو از مشکلاتمون آزاد کنه و دریچه های بسیاری را پیش رویمان باز کنه که این چند صبا زندگی را با قدرت و امید بیشتر سپری کنیم. پس بی اهمیت نباشیم. خرد چراغ راهتان.» 

 

شاد باشید. منتظر نظرات شما

For More Information

پنجشنبه 23 دی ماه سال 1389

با سلام و تشکر از حضور تمام عزیزانی که به وب سر زدند و با نظراتشان ما و دیگران را مستفیض نمودند و برای لحظاتی همگی ما را به گذشته نچندان دور بردند.

در ابتدا برای راه اندازی این وب با دو مشـکل روبرو شـدیم اول اینــکه چـــطور می توان بچه ها را برای بازدید از وب مطلع نمود و دوم اینکه چطور می توان این ارتباط و تبادل نظر را ادامه داد و حفظ نمود. البته مشکل دوم بستگی به این دارد که پس از اطلاع رسانی به همه، تمامی بچه ها همتی بکار گیرند و این ارتباط را حفظ نمایند.برای شروع با دوستان به این فکر افتادیم که از طریق ایمیل اطلاع رسـانی نمائیم و لـی مسـئله این بود که بـجز چند ایمیـل، ایمیـل دیگـــری از  بچـه ها نداشتـیـم!! و همــچنین ممکن بود همـین چنـد ایمیــلی را هــم کــه   می فرستادیم بدون پاسخ بماند. بدین دلیل که شاید برای مدتی ایمیل ها چک نشود و یا ممکن بود که اصلاً دیگر از آن ایمیل استفاده نشود.در وهله دوم به فکر اطلاع رسانی از طریق SMS (بقول آکادمی زبان فارسی پیام کوتاه) افتادیم که سریعترین و مطمئنترین راه برای اطلاع رسانی بود و شروع به جمع آوری شمارهها نمودیم. بعد از جستجو حدوداً 40 شماره را بدست آوردیم ولی زمانیکه شماره ها را لیست کردیم خیلی از آنها مشترک بود و بعضی هم عوض شده بود و متأسفانه فقط 28 شماره را توانستیم لیست کنیم . پس از ایجاد اولین پست برای تمامی این 28 شماره پیامی مبنی بر بازدید وب فرستادیم که در نظرات پست اول می توانید حضور و تعداد بچه ها را ملاحظه نمائید. البته ممکن است برخی هم سر زده باشند و نظری نگذاشته باشند. در اینجا از کسانی که به وب سر زدند  و همگی را خوشحال کردند تشکر می کنیم و احتمالاً کسانی هم بازدیدی نداشتند حتماً با مشکلی روبرو بوده اند که امیدواریم بزودی حل شود. البته بچه ها در نظراتشان ما را از حسن لطف خود مستفیض نمودند  و آرزوی بقا و ادامه آن را خواستار شدند.

برای حضور بیشتر بچه ها و اطلاع رسانی به تمامی آنها، پیشنهاد می شود که اگر هر کس شماره ای از دیگر دوستان دارد آن را به ایمیل وب که در قسمت بالای وب درج شده است ارسال نماید تا در لیست شماره ها قرار گرفته تا بتوان برای اطلاع رسانی از پست های جدید از طریق SMS بصورت یکجا برای همه پیامی ارسال گردد.

موضوع دوم، درخصوص جمع آوری ایمیل بچه ها می باشد. اگر هرکسی آدرس ایمیلی دارد می تواند آن را هم ذکر کند تا در لیست ایمیل ها قرار بگیرد تا در آینده بتوان یاهوگروپ یا گوگل گروپی تشکیل داد تا از آن طریق اطلاع رسانی و تبادل نظر سهلتر و بهتر گردد.

در انتها انتظار می رود اگر کسی با دیگر دوستان در ارتباط می باشد یا شماره ای از آنها دارد آنها را هم مطلع نماید تا شاید این جمع کوچک به جمعی بزرگتر تبدیل گردد و محفلی باشد برای یادآوری خاطرات و ارتباط بیشتر. انشاءا... با حضور پررنگتر و مداوم بچه ها بتوانیم محفلی حضوری با یکدیگر داشته باشیم. در ضمن اگر دوستان نظر و یا پیشنهادی و یا حتی متنی برای پست جدیدی دارند می توانند آن را اعلام نماید تا در وب درج گردد و به اطلاع همه دوستان رسانده شود. شاد باشید.

 

In Memory of Friends

سه شنبه 21 دی ماه سال 1389

سلام به تمامی دوستان

امیدواریم که تا این لحظه بسیاری از قله های موفقیت را فتح کرده باشید. این وب در حقیقت محلی برای پیـوند دوباره دانشــجویان زبــان٬ ورودی ۸۱ رودهــن٬می باشد. البته قابل ذکر است که در سال ۸۵ آقای نانکلی عزیز وب لاگی را در جهت تبادل نظر و ارتباط بیشتر برای بچه های این ورودی راه اندازی نمودند که متاسفانه به دلایلی در طول این مدت حضور بچه ها در این وب بسیار کم رنگ بوده بطوریکه حتی در دو سه سال گذشته بجز چند نظر٬دیگر خبری نه از پست نه از حضور بچه ها بوده و به صورت سوت و کور درآمده است. البته راه اندازی این وب در زمانی روی داد که اکثر بچه ها فارغ التحصیل شده بودند یا تعدادی معدودی از آنها ترم آخر را سپری می کردند(البته برخی از بچه ها این طومار افلاطونی را چند ترم بیشتر کش آوردند ) و بدرستی در این خصوص اطلاع رسانی نشده و اگر هم شده بودند متاسفانه گرفتاریهای روزمره زندگی به حدی آنها را گریبانگیر کرده است که حتی فکر کردن به چنین موضوعاتی از حیطه اندیشه شان خارج شده است. این پست برای شروع می باشد و انتظار می رود که دوستان پس از اطلاع رسانی در این وب حضور یافته و به تمامی بچه های دیگر اطلاع رسانی نموده تا بتوان از اوضاع و احوال یکدیگر٬ از شکستها و موفقیت های یکدیگر صحبت کرد. شاید دوباره نتوان بصورت حضوری در کنار یکدیگر حتی برای چند ساعت جمع شد اما می توان در این دنیا سایبری برای چند لحظه یادآور خاطرات چه خوب چه بد شد. بقول آقای دکتر ساداتی یادمون نره که ما روزی توی یک دانشگاه و گاهی در یک کلاس درس خوندیم و قشنگترین روزهامون تو رودهن داشتیم. پس خاطراتش رو زنده نگه داریم٬ دوری راهش٬ کلاسهای درسش٬ روزهای امتحانش٬ اساتیدش٬ سردی هوا٬ دوستان و خاطرات خوبش. 

درباره راه اندازی این محفل این مطلب ادا شود که برخی از دوستان که با یکدیگر گفتگو داشته و از احوال بچه های دیگر جویایی حال شده بودند٬ بیان داشته اند که ای کاش کسی بانی شود تا دوباره بچه ها را برای حتی زمانی کوتاه در کنار یکدیگر جمع کند. بعد از صحبت با چند تن از دوستان تصمیم به راه اندازی دوباره این وب شدیم(البته با اجازه دیگر عزیزان و پیشکسوتان) که شاید تجدید خاطرات شده و گفتگو در احوال یکدیگر شوقی برای عزیزان بهمراه داشته باشد و ملال خاطر را برای مدت زمانی کوتاه از صفحه ذهن مرتفع سازد. 

در انتها جا دارد از تمامی بچه هایی که گه گاهی در این خصوص یادآوری می کردند تشکر نموده و انتظار می رود دوستان با حضور به این وب و درج نظر٬ آماری از حضورشان در اینجا درج گردد و از تمامی دوستانی که به این وب سر زده انتظار می رود که دیگر عزیزان هم دوره را که به آنها دسترسی دارند مطلع سازند تا شاید این دوری فیزیکی دلیلی بر این نشده باشد که از اذهان یکدیگر دور شده باشیم. منتظر نظرات شما دوستان.